خرید بک لینک
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من، من ازخودم سیرم

من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود میدهم، نمیمیرم

من و تو آتش و اشکیم ،در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است، تقدیرم

به دام زلف بلندت، دچار و سردرگم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم

درخت سوختهای ،در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم

برچسب: نویسنده: نگین رستگار تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1400 ساعت: 20:33

اولم رام نمودی، به دل آرامیهاآخرم سوختی از حسرت ناکامیها تو و نوشیدن پیمانه و، خشنودی دلمن وخاکِ در میخانه و ،بدنامیهاچشم سرمست تو،تاساقی هشیاران استکی توان دست کشید، از قَدَح آشامیها قدمی رنجه کن از سرو سمن ساق، به باغتاصنوبر نزند ،لاف خوش اندامی ها میخورَد مرغ دل از دوری خال وخط توغم بی دانگی و، حسرت بیدامیها عاقبت چشم من افتاد، بدان طلعت نیکچشم بد، دور از این نیک سرانجامیها...

برچسب: نویسنده: نگین رستگار تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1400 ساعت: 20:33

صفحه بندی